movafaghiat.com
سمت دیگر دعا! - مجله موفقیت
شیوانا در حالی که ترازویی مقابلش گذاشته بود مشغول درس دادن به تعدادی از شاگردانش بود. در این حین مردی خسته و پژمرده نزد شیوانا آمد و به او گفت که به خاطر خیانت دوستانش در تجارت دچار ورشکستگی شده است. به خاطر بی‌سرمایگی زن و فرزندش او را به حال خود رها کرده‌اند و رفته‌اند. دوستانش همه او را تنها گذاشته‏اند و تحت فشار شدید مالی است. مرد به شیوانا گفت که به شدت افسرده است و دیگر امیدی برای ادامه زندگی ندارد. شیوانا به ترازوی مقابل خود خیره شد و تبسمی کرد و گفت:” همین که نزد من آمدی نشان می‌دهد که هنوز روزنه امیدی در وجودت هست. از من چه می‌خواهی ؟”‌ مرد سرش را پايین انداخت …