shahrvand.com
بال نقره ای/کنت آپل/ ترجمه: حسن زرهی/ - شهروند
شید دیده گشود، چنانکه گویی همین حالا پلک بهم رسانده بود. ظفر را بالای سرش دید که از همان بالا نگاهش می کرد.