kommunia.blog
به نام مادر – ارری د لوکا
‌ ترجمه این داستان از ارری د لوکا با سه سال تاخیر در وبلاگ کمونیا. فکر می‌کردم این داستان به کتابی بدل شود که نویسنده برایش مقدمه‌ای بنویسد اما نتوانستم دلیلی بیابم که نسبت به اهمیت یا لزوم چنین ات…