shahrvand.com
نوجوانی/داستان کفش/25-24/ ترجمه: بهرام بهرامی ـ حسن زرهی - شهروند
به دبیرستان بازگشتم. ضرباهنگ سیل‌آسا و آزاردهنده‌ای که دبیران بر ما اعمال می‌کردند مرا در خود بلعید. بسیاری از همشاگردی‌های من نیمه راه رها کردند و کلاس آب رفت. جینو نمره‌های پایینی در درسها گرفت و از من خواست کمکش کنم. من هم کوشیدم کمکش کنم ولی راستش او می‌خواست ...